گفته بودی هر آدمی بخشی از گذشته خودش است! اما من نفهمیدم که این گذشته چه کوفتی بود که یک لحظه سفت زیر پای ما نماند....تو کدام را دوست داری؟میترای داشتن را یا میترای بودن را؟؟... از هذیانهایم متنفری...می دانم...اما من همه این هذیان ها را حس می کنم و هر چیزی که احساس می شود حتمآ وجود خارجی دارد.... دیروز ...همین دیروز بود...باز هم کلاغ ها آمدند ...به گلدانهایت نک زدند...دیگر از آنها نمی ترسم...هستند...می آیند...می روند...باید با آنها غروب را گذراند...شبها می روند لانه خودشان...شاید برای این است که سیاه هستند... من آدمهایی را دیده ام که مثل کلاغ آدم را نک می زنند... می خواستم بگویم :رفیق! چیز های خوب هم عوارضی دارند که می تواند بد باشد!..تو حوصله هیچ کس را نداری این روزها... گفته بودم که واکنش هر نیشگونی "فریاد " است...چون دردی تجربه شده است...و پشت هر فریادی کسی است که چیزی طلب می کند...گفته بودی : "ولی باید بدانی آن دست از کجا آمده و تو کجای نبایدی ایستاده ای..." گفته بودی اسارت را آنقدر باید کاویده باشی که سرت را حقیرانه زیر نیندازی و دوباره به قافله برگردی ..آخر تنها زنجیرت را کلفت می کنی...به چهار میخت می کشند تا روح از بدنت جدا کنند...و آن وقت چاره ای نداری جز آنکه به آسمان بروی و به طول عمر زمین با انگشت سبابه شاخ و شانه بکشی و تهدید کنی...گفته بودم:دروغ است... گفته بودم عصیان می کنم...گفته بودی آدمهای عصیان زده گول زنکند،چیزی جز باد دستگیرت نمی شود..گفته بودم:ایثار می کنم...خندیدی و گفتی لذت می بری،اما دنیای پیچیده مفاهیم،شهرهایمان را کهنه کرده! بد مصب بن بست ساز! ..آدم را خر کش تا ته می کشانی تا یک در را بزند...اما همیشه دری نبود....می دانی که نبود... پانوشت:1- دیشب اونقدر نخوابیدم که صبح شد...بعضی شبها اینجوری اند...اونقدر بیدار می مونی که شب از رو می ره و صبح می یاد...بعضی شبا هم یه جور دیگه ست...تو توی خوابی و سیاهی می ره...یه وقتایی خیلی طول می کشه تا صبح بیاد..اما بالاخره می یاد...من ایمان دارم! 2- من هنوز دنبال یه پنجره می گردم...پنجره از چهار دیوار خیلی بهتره...لااقل می شه ازش پرواز پرنده ها رو تماشا کرد....3-به سکوت سرد زمان...به خزان زرد زمان...نه زمان را درد کسی، نه کسی را درد زمان....بهار مردمی ها دی شد...زمان مهربانی طی شد..آه از این دم سردی ها خدایا...
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 21:39 توسط میترا
| |||||